X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1389 @ 11:48 ق.ظ

موضوع انشا: نامه ای بنویسید، خوب می شوید!

به نام خدا

سلام ..... عزیز.امیدوارم حالتان خوب باشد و غمتان کم. از احوالات من اگر بپرسید! الحمدلله خیلی خراب است. اصلا سررشته ی زندگیمان از دستمان خارج شده است.این روزها همین یک مشت نفسی هم که برایمان باقی مانده است... اذیتمان می کند، انگار در گلویمان سرب داغ ریخته اند .آب نیست .که اگر مادرمان هم اینجا حضور داشت میرفت برایمان یک عدد ادالت کُلد می آورد و ما می خوردیم و خوب میشدیم. باور کنید!

بغضمان هم آنقدر سفت است لامصب که بعید می دانم بترکد و دلمان را بشوید و این شمعدانی ها را نونوار کند. وچند وقت است که فکر میکنیم دیگر ظرفیت شنیدن خبر خوب و بد را... نداریم. با همین برنامه ی روتین و ظالمانه ای که سرنوشت برایمان ریخته است بیشتر حال میکنیم. و اصلا برایمان مهم نیست که بی خبریمان سبب بی خیریمان شود.

و به قول داریوش اقبالی نمی دانیم هنوز که سراب ردپایتان کجای جاده پیدا شده است که همه جا سخن از رشادتهای شماست.راستی شما چکاره ی این مملکت اید؟ که نیستید هیچوقت. تلفنتان هم که مدام روی انسرینگ است.و صدایتان که به زبان آدمیزاد حرف می زنید...

کم آورده ام

کم،

خیلی کم.


                                                                             مانا باشید- مرضیه طالبیان

........................................................................................................................

پ.ن:جاهای خالی را با هرچه دوست داشتید پر کنید. فقط مطمین شوید که پر شده است.