سه‌شنبه 10 فروردین‌ماه سال 1389 @ 02:43 ب.ظ

من که تسبیح نبودم!

             

 
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی

مشت بر مهره ی تنهایی من پیچاندی

مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت

بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی

ذکرها گفتی و بر گفته ی خود خندیدی


از همین نغمه تاریک مرا ترساندی


بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست


بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی


دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت


عادتت را به غلط چرخه ی ایمان خواندی


قلب صد پاره من مهره ی صد دانه نبود


تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی


جمع کن رشته ی ایمان دلم پاره شده ست 
   
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟