X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1388 @ 01:03 ق.ظ

تمام، پایان

 

سلام 

چندماهی میشد که دیگه پای برنامه های صدا سیما نمی نشستم و ازین بابت احساس خوبی داشتم.شاید یکی از دلایلش زندگی خوابگاهی بود اما مهمترین دلیلش تعصب عریانی بود که طاقت دیدن وشنیدنش رو نداشتم. 

امروز وقتی بعد ۲ هفته به آغوش گرم خانواده برگشتم موقع ناهار یه چیزی مثه حناق راه گلومو بست .تلویزیون  رو کانال ۳ بود اسم برنامه رو نمیدونم اما بد برنامه ای بود، موضوع برنامه هم ظاهرا چگونگی توجیه این قانون دودمان بر باددهنده ی عدم لزوم اجازه ی همسر اول برای اختیار کردن همسرهای متنوع تربود. آقا (به یاد یه نفر) یه خانومی رو برداشته بودن آورده بودن که اصرار عجیبی داشت بر اینکه اسم خودش رو بذاره زن. 

این خانوم کاملا نا محترم داشتند من و گونه های شبیه به من رو که قاعدتا از روز ازل از پهلوی چپ که (ّّّهه) از تف آقایون محترمه بوجود اومده بودیم رو نصیحت میکردند.که ببینید منگلهای عزیزم اگه یه روزی دیدین که آقاتون رفته یه زن دیگه صیغه کرده : 

۱-بدانید که شوهر شما با نیت غربت(شایدم گفت قربت) الهی به هوسهای خودش رنگ الهی زده است. 

۲-بدانید و آگاه باشید که همسر اول باید نسبت به دیگر همسران ،خوب دقت کنید مهمه((مهربان و دلسوز)) باشد. 

3-منگلهای عزیزم اگر احساس کردید که شوهرتان دیگر به شما محل سگ هم نمیگذارد از سگ کمترید اگر تغافل پیشه نگیرید اما در صورتیکه احساس کردید دیگه خیلی تعدد زوجات داره و مدت صیغه ها رو زیاد کرده به او بگویید خیلی بدی،بی تربیت.  

4-یک حدیث از امام علی(ع) نقل فرمودند که بر زنان کاری بیشتر از توان آنها تحمیل نکنید که زودتر پیر وچروکیده میشوند واصرارشان بر این بود که زن دوم و سوم و غیره و... کلا خیلی خوب است. 

در آخر ایشان یک روایت از یکی از بزرگان معصوم تعریف کردند(نفهمیدم کی بود) که آقا(به یاد همون نفر) ایشون شب عروسی پسرشون می خواستند به عروس و داماد هدیه بدهند،بعد، فرمودند که وقتی من کادوی عروس رو میدم باید داماد گوشهاش رو بگیره و وقتی کادوی دامادو میدم عروس چشمش کور کر میشه! 

لزوم پیروی از قاعده ی lady's end موجب شد تا آقای داماد ابتدا گوشهای مبارک را بگیرند و آقای پدر به عروس خانوم بگویند که "وای بر زنی،وای بر زنی، وای بر زنی که غرور و عظمت شوهرش رو زیر پا بگذاره" همینجا بود که کم کم فرکانس صدای خانوم روضه خون پایین اومد و گفت هدیه داماد هم این بود که "وای بر مردی که دل زنش رو بشکنه"  

به یاد بچگیام "تمام،پایان"