X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1388 @ 02:29 ق.ظ

ماهی

 

 

این تنگ بلوری که سر هر سفره ی هفت سین آرام نشسته است.

روزگاری همه ی زندگی من بود.

همه ی دانایی ام از ماهی های سرخ شب عید را مدیون همین هستم.

6 ساله که بودم آن ماهی آنقدر چشم هایم را گرفت که دستهایم لغزید و مرگ را کودکانه دانستم.

این تنگ بلوری که سر هر سفره ی هفت سین آرام نشسته است.

شفاف ترین و بی گناه ترین لحظه ی زیستن ماهی من بود.

که از آن انتظار دیدن فرشته ها را داشتم.

و امروز من مانده ام و یک مشت شفافیت از هم گسیخته

و اینجا مردمانی زندگی می کنند که از کندن پولک های یک ماهی سرخ به آرامش می رسند.