آه نازنین، روزگار ما غریب تر نبود،
روزگار ما تکرار ملال آور غربت خودمان بود،
فقط.
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی |
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
آه نازنین، روزگار ما غریب تر نبود،
روزگار ما تکرار ملال آور غربت خودمان بود،
فقط.

سلام.
به نظر شما <<یک دختر ۲۰ ساله ی تا حدودی ایدآلیست که چندساله پاشو کرده تو کفش مبارک پسرای مدعی ازدماغ فیل افتاده ی مکانیک(اینو واسه این گفتم که فکر میکنن دیگه آخر مهندسی ان) و هی پاشو چلونده که بگه "women can't do what?" و ازیه طرف یه شب یه شعر نی نواز خونده و جوگیر شده که آره اگه خودش نی نوازی بلد نباشه لااقل میتونه 4تا فووت اینور اونور بکنه و به کسی برنخوره و بگه "مگه هر کس مکانیک میخونه باید بره بمیره؟" (از نظر احساسی گفتم)>> آخیش تموم شدفعلا .چیست ؟
۱-این آدم اسب است.
۲-این آدم نه مکانیک است نه شاعر.
۳-این آدم یا مکانیک است یاشاعر.
۴-این آدم هم مکانیک است هم شاعر.
۵- این که اصلا آدم نیست.
پ.ن 1:لطفا فقط یک گزینه را انتخاب کنید البته با ملاحظه ی روحیات نویسنده.
پ.ن2:در کل متن منظور از مکانیک همان مهندس مکانیک است.
![]()
آی آقا!
طنابت را به مادرمن قرض می دهی؟
تا دو سوی حیاتش(حیاط) را بهم گره بزند.
لباسهای برادرم خیس باران است.

امشب،
زنی که خنده ی غریبه ای را دید،
تا صبح،
بیدار است.
امشب،
مردی که دست رئیس اش را بوسید،
تا صبح،
بیدار است.
امشب،
کودکی که سیگار اول را کشید،
تا صبح،
بیدار است.
از فیلم کسی از گربه های ایرانی...

سلام!
یکی از آشنایان ناآشنا
از من انتقاد کردند که آقا،نه خانوم!
یه خورده وبلاگتون رو اجتماعی تر کنید(یعنی مکانیکی تر
). از اون جایی که اینجانب هم مثل بسیاری از دوستان ادعای انتقادپذیری دارم
،به راه حل آشنایشان فکرکردم،راه حل این بود که راجع به بچه های مکانیک و همایش ها وسمینارهاو... مکانیک مطلب بذارم.با تمام علاقه و غیرتی
که در من نسبت به رشته ام وجود داره باید بگم که وبلاگ من یه وبلاگ ادبی و من فکر می کنم به شیوه ای که شما می فرمایید نمی تونم حق مکانیک رو ادا کنم و باید جدی تر وتخصصی تر
این بحث رو دنبال کرد. با این حال لینک چندسایت و وبلاگ رو در این مورد روی وبلاگم خواهم گذاشت.
مانا باشید.
راستی این نظر من بود نظر شما چیه؟

آی که این دکمه ی سرآستین معلم،
انگارنقطه ی پرگار دانایی زمین است...
..............................................................................................
تقدیم به همه ی اساتید و معلمین با غیرت.
این شعر رو توی قسمت نظرات وبلاگ؛ رد پای یک زن؛ خوندم، که نظر شخصی خودم هم هست.
.........................................................................................................................

صدایت را نمی شنوم
از این نزدیک تر هم نمی توان بودن
چشمانت را ببند
واژه ای بر زبان نیاور ، یک واژه حتی
من تو را می فهمم
گوش ، آدم را می فریبد
چشم ، آدم را می فریبد
دست ، آدم را می فریبد
عشق حتی ، عشق حتی
آدم را عشق هم می فریبد
با من سخن مگو
به من نگاه مکن
دستت را به من مده
من تو را می فهمم
آنجا که نه دست
نه چشم
نه گوش
و نه عشق حتی ،
معنایی دارد
آنجا هستی ، فقط هستی ست
عشق هم آنجا حیرانِ سرمستی ست
آری
نه چشم
نه گوش
نه دست
نه عشق
تواند پل میان ما بود
آرام باش و بی تشویش
من تو را می فهمم.

بادام می شکستی آنروز...
روی دامنت،
برای بچه گنجشک های بالای دیوار آرامشت.
ایستادی و ریخت.
همین.


آی، آی، آی
من تو را می شناسم!
..............................................................................................................................
سلام!
امتحانام تموم شد
،اما آینده ی تحصیلیم هنوز در هاله ای از ابهامه،منظورم اینه که
...
ببخشید نمی تونم ادامه بدم
آّه نی نواز من...
امروز دلم گرفت نه بخاطر امروز،
بخاطر فردای مچاله شده ی نامعلوم آدمهایی که نمی خواهند پاک کنند و غلط بنویسند.
آه نی نواز من،
من تو را وقتی می نویسم که دانه های باران به گونه هایم می چسبند،و دلم به راستی تو خوش است.